عکس های احساسی و دلنوشته های شیرین


عکس های احساسی و دلنوشته های شیرین - تصویر 1

خوبِ من

حیف است حال خوبمان را بد کنیم

راه رود جار�� احساسمان را سد کنیم

عشق، در هر حالتی خوب است؛

خوبِ خوبِ خوب

پس نباید با "اگر" یا "شاید" آن را بد کنیم

دل به دریا می زنم من

دل به دریا می زنی؟

تا توکّل بر هر آنچه پیش می آید کنیم

جای حسرت خوردن و ماندن،

بیا راهی شویم

پایمان را نذر راه و قسمتِ مقصد کنیم

می توانی، می توانم، می شود؛ نه

شک نکن

باورم کن تا "نباید" را "فقط باید" کنیم

زندگی جاریست؛ بسم الله

از آغاز راه

نقطه های مشترک را می شود ممتد کنیم

آخرش روزی بهار خنده هامان می رسد

پس بیا با عشق،

فصل بغضمان را رد کنیم

عکس های احساسی و دلنوشته های شیرین - تصویر 2

کــــــــــــوه میشوم برایت

یک بـــــــــــــار بگو

"دوستـــــــــت دارم"

تا هــــــــــــــــزار بار

تکـــــــــــــــــــرارش کنم

عکس های احساسی و دلنوشته های شیرین - تصویر 3

بزرگتر و قدرتمند تر از نیروی عشق نیرویی در کائنات وجود ندارد

احساس عشق

بالاترین فرکانسی است که تو میتوانی آنرا منتشر کنی ،

اگر تو بتوانی تمامی افکارت را با عشق همراه کنی ،

اگر تو بتوانی هر چیزی و هر کسی را دوست بداری،

زندگی ات متحول خواهد شد

باور به هر چیزی از آن یک اتفاق می سازد

عکس های احساسی و دلنوشته های شیرین - تصویر 4

آرزویم اینست نتراود اشک در چشم تو هرگز

مگر از شوق زیاد

نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز

و به اندازه ی هر روز تو عاشق باشی

عاشق آنکه تو را می خواهد

و به لبخند تو از خویش رها می گردد

و تو را دوست بدارد به همان اندازه که دلت می خواهد.

عکس های احساسی و دلنوشته های شیرین - تصویر 5

ایمان داشته باش که کوچکترین محبتها از ضعیفترین حافظه ها هم پاک نمی شود

فرصت ِ آیینه ها در پشت در مانده ا ست

روشنی را می شود در خانه مهمان کرد

می شود در عصر آهن آشناتر شد

سایبان از بید مجنون،

روشنی از عشق

می شود جشنی فراهم کرد

می شود در معنی یک گل شناور شد

عکس های احساسی و دلنوشته های شیرین - تصویر 6

جای من خالی ست

جای من در عشق

جای من در لحظه های بی دریغ اولین دیدار

جای من در شوق تابستانی آن چشم

جای من در طعم لبخندی که از دریا سخن می گفت

جای من در گرمی دستی که با خورشید نسبت داشت

جای من خالی ست

من کجا گم کرده ام آهنگ باران را؟!

من کجا از مهربانی چشم پوشیدم؟

عکس های احساسی و دلنوشته های شیرین - تصویر 7

می دانی !؟ به رویت نیاوردم !

از همان زمانی که جای " تو " به " من " گفتی : " شما "

فهمیدم

پای " او " در میان است . .

عکس های احساسی و دلنوشته های شیرین - تصویر 8

"رفتن" !

رفتن که بهانه نميخواهد ،

يک چمدان ميخواهد از دلخوريهاى تلنبار شده و گاهى حتى دلخوشيهاى انکار شده ...

رفتن که بهانه نميخواهد وقتى نخواهى بمانى ، با چمدان که هيچ بى چمدان هم ميروى !

"ماندن" !

ماندن اما بهانه مى خواهد ،

دستى گرم، نگاهى مهربان، دروغهاى دوست داشتنى،

دوستت دارمهايى که مى شنوى اما باور نمى کنى،

يک فنجان چاى، بوى عود، يک آهنگ مشترک، خاطرات تلخ و شيرين ...

وقتى بخواهى بمانى ،

حتى اگر چمدانت پر از دلخورى باشد خالى اش مى کنى و باز هم ميمانى ...

ميمانى و وقتى بخواهى بمانى ، نم باران را رگبار مى بينى و بهانه اش مى کنى براى نرفتنت !

آرى ،

آمدن دليل مى خواهد

ماندن بهانه

و رفتن هيچکدام

می شود برگشت

می شود برگشت و در خود جستجویی کرد

در کجا یک کودک ده ساله

در دلواپسی گم شد؟

در کجا دست من و سیمان گره خوردند؟

می شود برگشت

تا دبستان راه کوتاهی ست

می شود از رد باران رفت

می شود با سادگی آمیخت

می شود کوچک تر از اینجا و اکنون شد

می شود کیفی فراهم کرد

دفتری را می شود پر کرد از آیینه و خورشید

در کتابی می شود روییدن خود را تماشا کرد

عکس های احساسی و دلنوشته های شیرین - تصویر 9

منبع: روزنه

کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه