داستان کوتاه جزای روز قیامت

داستان کوتاه جزای روز قیامت

داستان کوتاه جرای روز قیامت,داستان کوتاه

داستان کوتاه جزای روز قیامت

یک سال رئیس بخارا به حج رفت. چون به نزدیک عرفات رسید، درویشی پیش او آمد با پای برهنه و تاول زده، تشنه و گرسنه به رئیس بخارا گفت: «آیا روز قیامت جزای من مثل جزای تو باشد؟»

رئیس جواب داد: «حاشا که خدای عزوجل من را چون جزای تو دهد، زیرا که من متمول هستم و به فرمان خدا آمدم و تو برخلاف فرمان خدا آمدی.»

برای خواندن داستان های خنده دار آموزنده قصه و حکایت در گوگل داستان جهانی‌ها را سرچ کنید و از داستان های متنوع ما دیدن فرمایید امیدواریم از خواندن داستان ها لذت ببرید.همچنین در قسمت همچنین ببنید می توانید پست های دیگه این بخش را مشاهده کنید.

همچنین ببینید

  • داستان جوجه اردک زشت
  • قصه قصر پادشاه
  • داستان خرس تنبل
  • داستان مادر خود عید بود
  • داستان سلام بی‌جواب
  • داستان لاک‌پشت ناراضی
  • داستان شمع قرمز
  • داستان پهلوان شکم سیر
  • داستان بسیار زیبای امثال تو نیاز به طناب ندارد
  • داستانک زیبای قانون بیمارستان
  • داستانی از مثنوی معنوی

منبع : قابوسنامه

نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه