بهترین جملات عاشقانه و عاطفی


بهترین جملات عاشقانه و عاطفی - تصویر 1

اگر نماینده مجلس بودم

طرح آمدنت را تقدیم میکردم

مطمعن باش تصویب میشد

آخ!

تو مجبور بود�� که بیایی . . !

............

برای من که کبوتری عاشق و سرگردانم؛

بیا و بام شو…”

اصلا بیا و دام شو…”

........

گفته بودی

شعری برای تو بگویم

چه بگویم؟!

تو خودِ شعری

شاعرت

خداست

و من

خواننده ی پروپاقرصِ مجموعه ی چشم های تو …

“فاضل ترکمن”

............

چـهـار فصــل کــه حــرفـــه …

فصــل پنجمـــی هســت بــه نـــام تــــــــو ،

به هوای تــــــــو …

..........

آنگاه که به تو می نگرم

گویی مردمکانم را

به تماشای ناب ترین تصویر خلقت می نشانم

با من از گذشته بگو

از فنجان های قهوه ای که …

بوی سیگار می داد

و لذت هم آغوشی …

.............

زودتر از من بمیر‏!‏

تنها کمی زودتر‏!‏‏

تا تو آنی نباشی که مجبور است, راه خانه را تنها برگردد . . !

.............

” ســخـــــن هـــــا دارم از دســت تـــــو بــر دل

ولـیـکــن در حــضـــــــورت بـــــی زبـــــانــــم…! ”

, سعدی ,

........

دل اگــــــــــہ حالیش بود که

دل نــــــــــمیشد✖

مغـــــز میشد√

پس دل دِله ازش توقع های اضافه نداشته باش !

..........

گفته بودی که چرا محو تماشای منی

آنچنان مات که حتی مژه بر هم نزنی

مژه بر هم نزنم تا که ز دستم نرود

ناز چشم تو به قدر مژه بر هم زدنی

............

خیالت راحت !

من جـز آغوش تو حتـے به دیوار هم تکیه نمے کــنــــــــم…

.............

وقتی ک دیدمش کارگردان قلبم گفت؛

صدا…!

دوربین…!

حرکت…!

و من برای بدست آوردنش چه نقشها ک بازی نکردم…!

...........

به من یاد بده شاعر باشم !

به من یاد بده عاشق باشم !

به من یاد بده آغوشت را بلد باشم !

من از گم شدن

توی واژه هایی

که ” تو ” در آنها نیست

می ترسم …

سیاووشــ خاکسار

.........

” تـــو ”

تنهــــا دعـــای قشنــــگ منــــی

مبــــادا کســـی از خـــدا ،

بـــــی خبــــر بــــرای خـــودش، آرزویــــت کنــــد …

..............

دستم را روی قلبم می گذارم

خوشحال میشوم که قدمهایت را احساس میکنم

عجب تفاهمی دارند

صدای قدمهایت با صدای قلبم…!

.............

هر لحظه ای که به تو نزدیک میشوم ،

انگار از آنچه که ثانیه ای پیش بودم ، دل میکنم

افکار من با تو ، فقط تو میشود …

.........

عشق یعنی

وقتی که دستاتو میگیرم مطمئن باشم که از خوشی میمیرم !

.............

چشمه ساری در دل و

آبشاری در کف،

آفتابی در نگاه و

فرشته ای در پیراهن،

از انسانی که تویی

قصه ها می توانم کرد…

“احمد شاملو”

.........

ﺍﮔﺮ ﺣﺴﻮﺩ ﻧﺒﻮﺩﻡ

ﺑﺮﺍﻳﺖ ﺷﻌﺮی می ﮔﻔﺘﻢ

ﻛﻪ ﺗﻤﺎﻡِ ﺯﻧﺎﻥِ ﺩﻧﻴﺎ

ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﻧﺪﻧﺶ

ﻋﺎﺷﻘﺖ ﺷﻮﻧﺪ …

ﺳﻤﺎﻧﻪ ﺳﻮﺍﺩی

......

مثل موج

کش می آیم در ساحل تو، آرام،

و دامن ات را

پر از گوش ماهی می کنم…

“عباس معروفی”

........

بخند…

خنده های تو

ترکیدن شاهوار کوهستان های انار است…

“شمس لنگرودی”

.............. گاهی حس کردن یک آغوش ،

فقط لمس پوست با دست نیست …

گاهی حس می کنی ، جسمش را …

به شرطی که با قلب لمس کنی نه با دست …

............

دوست دارم دستم را بگیری و زیرگوشم زمزمه کنی

که پشت خوابهای نا آرام تو …

چیزی بیش از نگرانی های زنانه نیست …

دستت را بگیرم و زیرگوشت زمزمه کنم

که پشت نگرانی های زنانه ی من …

مردی ایستاده که دیوانه وار دوستش دارم !

............

منبع: سه علی سه

نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه