حوّا هم که باشی. من آدم نمی شوم. پس بی خودی جای بووسه. سیب تعارفَ م نکن!. •. •. •. دوور نشو!. خیالِ بووسه ندارند لب هام. فقط می خواهند شبِ چشم هات را کمی سووت بزنند!. •. •. •. نان و شراب،. در لب های تو است. مرا. با بوسه ای تقدیس کن!. •. •. •. بارها گُریخته ای از مرگ. بی آن که بدانی بر سینه ات. چشم زخمِ بوسه های مرا د اشته ای!. •. •. •. شیرین ترین سمّ مُهلک استْ بوسه هات. و من. دلم چه قدر خودکشی می خواهد!. •. •. •. از خواب و خیالِ تو برخاسته ام مگر. که بوسه هات. طعم ندارند دیگر؟!. •. •. •. چه ...


اس ام اس های بوسه عاشقانه و احساسی

حوّا هم که باشی

من آدم نمی شوم

پس بی خودی جای بووسه

سیب تعارفَ م نکن!

دوور نشو!

خیالِ بووسه ندارند لب هام

فقط می خواهند شبِ چشم هات را کمی سووت بزنند!

نان و شراب،

در لب های تو است.

مرا

با بوسه ای تقدیس کن!

بارها گُریخته ای از مرگ

بی آن که بدانی بر سینه ات

چشم زخمِ بوسه های مرا د اشته ای!

شیرین ترین سمّ مُهلک استْ بوسه هات

و من

دلم چه قدر خودکشی می خواهد!

از خواب و خیالِ تو برخاسته ام مگر

که بوسه هات

طعم ندارند دیگر؟!

چه خبر است این همه داروغه، این همه مَست؟

نکند دوباره به اشتباه

عطر بوسه های تو را به شهر پاشیده باشد

بادِ بی حواس!

چشم هاتْ غزل،

لب هاتْ غزل،

بوسه هاتْ غزل؛ …

کاش حافظِ این همه غزل من بودم!

تن َت

به دشتِ گل های وحشی می ماند:

معطَّر و ناشناخته.

بوسه ام

هرجا که می نشیند

پروانه ای از خواب می پرد!

نانِ متبرّک استْ لب هات.

کُفر نیست اگر بگویم:

خدا را هم ببوسی، تقدیس می شود!

نوشته های رضا کاظمی

نگران نباش اگر

لب های تو را سانسور می کنند

شعرهای مرا نقطه چین!

در چاپ خانه های زیرزمینی تو را خواهم بوسید!

سکوتِ لب هات

غافل گیرِ کدام بوسه می شود دیگر

وقتی هنوز

طعمِ شعرهای مرا می دهد؟!

به حروفِ سردِ سُربی فکر می کنم

و دست های روغنیِ کارگر چاپ خانه

وقتی

در باغِ شعرهای من

بوسه های تو را می چینند!

اولین ها و آخرین ها

هیچ وقت از یاد نمی روند

مثل اولین و آخرین بوسه های تو

که طعمِ گُلاب می دادند وُ

صابونِ ارزان قیمت وُ

کافورِ غسال خانه!

من، اسبِ وحشی

تو، مرتعی سر سبز.

رامَم نکن با بوسه هات،

آرامَم کن!

سکوتِ لب هات

غافل گیرِ کدام بوسه می شود دیگر

وقتی هنووز

طعمِ شعرهای مرا می دهد؟!

زیرِ پنجره ی اتاقَ م

« مرا ببوس » را می خواند

آواز خوانِ کوچه های شب.

می بوسمَ ت

و طرحِ لب هام می ماند

رووی غبارِ سردِ شیشه!

هرچه گفتنی بود، گفتیم

هرچه شنیدنی، شنُفتیم

باقی اَش دیگر

با بوسه هایی که بهتر از ما

زبانِ هم را می فهمند!

می بوسم ت

و کلمات

خانه نشین می شوند

مرا ببوس!

بگذار جهان

شعر تازه ای بخواند

شعری نهفته استْ در لب هات

که بوویِ نارنج می دهد.

بهار که شد

به چیدنَ ت می آیم.

نوشته های رضا کاظمی

منبع: بی اس ام اس

کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه