آغوش تو تنها دروازه ايست که براي فتحش بايد اول تسليم شد . . . .

آغوش تو

تنها دروازه ايست

که براي فتحش

بايد اول تسليم شد . . .
.



رسم “خوب” ها همين است

حرف آمدنشان شادت مي کند و ماندنشان

با دلت چنان مي کند که هنوز نرفته ، دلتنگشان مي شوي
.
.


لبخند که ميزني

کمترين اتفاقي که مي افتد

اختلال در تشخيص ماه هاي قمريست . . . !
.


تراشکـــــــار ماهـــــــري شده ام

بس کـــــــه تـــــــو نيـــــــامدي

و من

بـــــــراي دلــــــــم بهانـــــــه تراشيدم . . .
.


درختان به من آموختند :

پايبندي هرکس به اندازه ي ريشه ي اوست ، به هر درختي نمي توان تکيه کرد !
.


از وقتــي که نيسـتي

خـدا مي دانـد

چقــدر آب به صـورَتـم پـاشيـدم

لعنــتي

اين کـابوس انقــدر واقعي ست

که از خواب بيــدار نمي شـوم . . .
.


محال است آدمي چيزي را به دست آورد

که خود هرگز آنرا نبخشيده باشد

پس عشقي در حد کمال ببخش

تا عشقي در حد محال به دست آوري . . .
.


هنوز به ياد مي آورم “دوست داشتن” هايت را

که روزه ي سکوت ثانيه ها را مي شکست

تو سخت به ثانيه هايم چسبيده اي . . .
.


هنوز ته مانده ي بوسه ات را روي لبم ميمکم

هنوز ته مانده ي آغوشت را محکم بغل مي کنم . . .
.


من مانده ام با ياد تو

و بغضي که لگد مي زند

بر حنجره اي پا به ماه . . .
.


گاهـــي دلــــــم هـــوس شيطنــــــت ميکنــــــد

از همــــــان شيطنــــــت هايــــــي کـــه

حــــــرف تـــو پشــــــت آن بنــــــد اســــــت

که ميگـــويـــي :

مگـــــــــه دستـــــــــم بهــــــت نرســــــه . . .
.


تو صادقانه دروغ بگو

من عاشقانه کاري خواهم کرد

“ماه” هميشه پشت ابر بماند . . . !
.


ايســــتاده امـــــ

بگــــذار ســـــرنوشـــت راهـــــش را بـــــرود…!

مــــــــــــن،

هميــــن جــــا،

کنــــار قــــولــهايــت،

درســـــت روبــــروي دوســــت داشتـــنت

و در عمــــق نبودنــــت،

محــــکم ايستــــاده ام…!
.


چقدر شَب اضافه مي آيد

وقتي که نيستي . . .
.


همه ميگويند چشمانش رنگارنگ است

اما من ميگويم چشمانش عسلي ست

نه براي رنگش

“چون شيرينترين خاطراتم در چشمانش بود”
.


اگر آنکه رفت خاطره اش را مي بُرد

فرهاد سنگ نمي سُفت!

مجنون آشفته نمي خُفت!
.


مشترک مورد نظر اين روزهايت کيست

که ديگر در دسترس بودن و نبودن من برايت مهم نيست . . . ؟
.


دلبر برفت و دلشدگان را خبر نکرد

ياد حريف شهر و رفيق سفر نکرد

يا بخت ما طريق مروت فرو گذاشت

يا او به شاه راه طريقت سفر نکرد
.


گفتي لب تر کن تا دنيا را به پايت بريزم

حالا من چشم تر کردم

مي آيي ؟
.


انتظار

زيباترين نقاشي دنياست

وقتي حاصل تصويرش

تـــو باشي . . .
.


تبعيـد يعـني

ســردي وُ غربتــي ممـلو

دور از دســت هـاي ِگـرم ِتو . . .
.


ماه من ، مبادا گرفته باشي

که شهري را ، به نماز آيات وا ميدارم . . .
.


مثل ندارد

ميم هاي ِ مالکيتي

که از زبان ِ

تو مي شنيدم . . .
.


وقت تلاقي چشمانمان

گونه هايت گل مي اندازد

اين زيباترين گل دنياست . . .
.


ديکتاتور

تويي و آغوشت

که هر بار

مرا تسليم مي کند . . . !
.


از نقش هاي ستاره دلم درد ميکند

از عشق چند باره دلم درد ميکند

دار و ندار قلب من يک حس شيشه ايست

از هرچه سنگ خاره دلم درد ميکند . . .
.


سخت بود

فراموش کردن کسي

که با او

همه چيز و همه کَس را

فراموش مي‌کردم . . .
.


کاش کسي باشد

تا بغضهايم را قبل از لرزيدن چانه ام بفهمد

کاش . . .
.


بـيـمـار تـوام ، روي توام درمان است

جان داروي عاشقان رخ جانان است

بـشـتـاب ، کـه جـانـم بـه لـب آمـد بي‌تو

دريـاب مـرا ، کـه بـيـش نـتوان دانست . . .
.


تنهايي حق کسي است كه خيانت ميكند

اما نصيب کسي ميشود كه وفادار است . . .

تنم انگار تابستان سرشت است

تن ِ تو اول ِ ارديبهشت است

دهانم ماه مرداد است در يزد

لبت، بانوي من، “يخ در بهشت” است
.


اين بي تفآوتيهآ

اين بي خَبَري هآ

گآهي ديدآر از سَر اجبآر

نَبودَن هآ… نَديدَن هآ

يَعني بُرو

گآهي چِقَدر خِنگ ميشويم . . .
.


دلم آرامشِ وارونه ميخواهد

يعني:

“ش م ا ر ا ”

کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه